حاج ملا هادي السبزواري
7
شرح مثنوى
( بسم الله الرّحمن الرّحيم ) ( ( 1 ) ) شه حسام الدين كه نور انجم است * طالب آغاز سفر پنجم است ن 820 2 - ك 279 1 سفر : به كسر اوّل ، كتاب كبير ، خواه به معنى و خواه به صورت . و نيز جزئى از اجزاء تورية . و گفته شده است كه ناميده شده است كتاب به سفر ، زيرا كه كشف مىكند از روى معنى پرده را . گفته مىشود : « سَفَرَتِ المَرأَةُ عَن وَجهِها ، إِذا كَشَفَته » ، يعنى پرده برداشت آن زن از رخسارهء خود . ( ( 2 ) ) اى ضياء الحق حسام الدين راد * اوستادان صفا را اوستاد ن 820 3 - ك 279 1 راد : فارسى . حكيم و كريم و جوانمرد . ( ( 3 ) ) گر نبودى خلق محجوب و كثيف * ور نبودى حلقها تنگ و ضعيف ن 820 4 - ك 279 2 حلقها : حلق را با خلق جناس مضارع است ، به علاوهء جناس خطى . ( ( 7 ) ) شرح تو غيب است بر اهل جهان * همچو راز عشق دارم در نهان ن 820 8 - ك 279 3 غيب است بر : و در بعض نسخ : « غبن است با » ، يعنى زيان . ( ( 6 ) ) مدح تو حيف است با زندانيان * گويم اندر مجمع روحانيان ن 820 7 - ك 279 4 زندانيان : گرفتاران به علايق دنيا و به ظلمات طبيعت و لوازم آن